یا رب ...
از پیچ که می گذری ،می بینی اش .
نگاهت به روبه روست
خیابان شلوغی است و نگاه هایی که می آزارد
اما مگر میبینی اینها ؟!؟....همه وجودت جلوتر می دود ...
مجذوب آن گنبد زیبای طلایی شده ای
به جای وارد شدن آرام ...به داخل خودت را پرتاب می کنی ...از کنار می بینی گنبد و گلدسته ها را
نفس عمیقی ...تا شاید بویش را ببلعی و وجودت لبریز حضور شود
ایوان بلند آیینه کاری و باب العسکری
حرم شش گوشه و نماز جماعت شکسته ظهر و عصر در ایوان طلایی
.
چقدر زود می گذرد فرصت کوتاه_ بودن در حرم
این بار سخت است گذشتن از این خیابان ...
همه چند قدم یکبار بر می گردند و نگاهش می کنند ...مانند کسی که دیگر عزیزش را نمی بیند
.
تسلای این دوری و ندیدن عکس ها بود ....
اما چگونه می خواهی از این پس عکس ها را ببینی ؟؟
وقتی این عکس های جدید جلوی چشم هایت مانده اند؟
مثل پتک بر سرت کوبیده می شوند .
وقلبت را تکه تکه می کنند .
.
چه را می سنجند ؟
اصلن کیست که می سجند ؟
چه باید بکنیم وقتی باورش در ذهن مان نمی گنجد ؟
به که تسلیت بگوییم؟
به خودمان ...حتما ...که این چنین گرفتاریم . نظاره می کنیم و دیگر هیچ

پیام مقام معظم رهبری در مورده هتک حرمت مرقد امام هادی ع و امام حسن عسکری ع



