تبليغاتX
فریاد در سکوت

فریاد در سکوت

سلام بر رمضان

۱.

چشم هایم را بستم و یک نفس عمیق ...

باز هم روز تمام شده ...خستگی امروز به شادی آرامی ختم می شود .

یک ماه فرصت دوباره به دست آمده ...

فردا اول رمضان است.

۲.

حداقل تلاش را برای بهتر بودن در رفتار همه می بینم .

لبخند های خسته و التماس دعاها...

افطار و "ربنا " و کنار هم جمع شدن ها

و سحر و سکوت و مناجات های آشنا

و این زمزمه ...که چقدر دوستش دارم : اگه اون دوسم نداشت رام نمی داد

                                                      من بد رو تو خوبا جام نمی داد

۳.

 بعد از ظهر ها که تشنگی امانم را می برد ....یادت وجودم را می گیرد ساقی تشنه لب

و شاید همین باشد دلیل اینکه روزهای رمضان ...لحظه های محرم را برایم تداعی می کند

و نگاهم به عکس شش گوشه گره می خورد .

 

۴.

 می دانم منتظرم هستی .....هر لحظه و هر سحر

و من چه دلیلی برای نیامدن دارم؟؟! ... هیچ !

نیمه شب ها تو را نزدیک تر می یابم ...و این است امیدم :

       گدایی که شب میاد در می زنه

                           صاحب خونه بهش سر می زنه

                                            نمی گه این گدا خوب یا بده

                                                       می گه بد بخته که حالا اومده

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 مهر1384ساعت 14:52  توسط آرام   | 

امید و انتظار

بسم رب المهدی عج

خواستم در مورد انتظار بنویسم ...

همه دانسته ها و برداشت هایم را جمع کردم ...

اما نتوانسته بودم همه انتظار را بگوییم ...

و شاید همین نشناختن درست مانع انتظارم بود ...

تا اینکه متن زیر را کاملا اتفاقی یافتم ...کتاب ها را جستجو می کردم برای یافتن موضوعی دیگر ...

اما چیز دیگری یافتم ...

تعریفی کامل و زیبا از انتظار ...از زبان کسی که جلوه انتظار بود ...

دست نوشته های شهید احمد رضا احدی مطالب بسیار زیبایی دارد...

که در زیر مطلب کوتاهی از آن را می آورم ...

به امید اینکه راه را بیابیم ...

روحش شاد ...

...................................................................

امید و انتظار

راستی انتظار چقدر سخت است ! نمی دانم تا به حال انتظار کشیده اید ؟

شاید تعجب کنید ، ولی هر درنگی انتظار نیست .

انتظار یعنی محتاج یک چیز بودن و نداشتن و صبر برای حصول آن .

پس سه راس مثلث انتظار « احتیاج » « فقدان » و « صبر » خواهد بود .

هر کدام از این سه راس اگر در معنای کامل واقعی خود منظور نشود ، مفهوم نا درستی از انتظار

خواهیم داشت .

اول احتیاج است با تمامی وجود . نه احتیاج نسبی . احتیاج به اصل مطلوب . نه غیر آن .

چنانچه غیر از مطلوب چیز دیگری نتواند حاجت تو را برآورد .

اگر احتیاج به مطلوب مطلق نباشد ، انتظار ، معنای کاملی ندارد .

دوم فقدان مطلوب است . چه اگر آن چیز را داشتی ، دیگر احتیاجی وجود ندارد .

البته نمی توان گفت هر احتیاجی ناشی از فقدان مطلوب است .

سوم صبر است . اگر در حالت فقدان مطلوب محتاج آن باشی ولی شوقی برای صبر کردن نداشته باشی

در واقع انتظاری هم نداری .

پس انتظار یعنی با تمام وجود محتاج باشی ، چنان که چیزی جز مطلوب احتیاجت را رفع نکند ، و در عین حال در آن لحظه مطلوب وجود نداشته باشد و با تمام اینها صبر کردن برای حصول مطلوب .

اما اگر در انتظار چاره ای جز صبر کردن نداشتی و تاب و توان صبوری هم نداشته باشی ، باید امیدوار باشی

امید چاره صبر کردن است . این که می گویند انسان به امید زنده است یعنی همین .

امید چیزی نیست که همیشه تو را به هدفت برساند .

در انتظار که با صبر توام شده است ، امید است که تو را در این راه دشوار شکیبا می کند و به تو نیرویی

می دهد که بتوانی طاقت بیاوری .

امید به سالک و خواهنده شتاب نمی دهد ، بلکه او را به موازات گذر زمان همراهی می کند ، همچون موزیک متن که تماشای فیلم را برای بیننده آسانتر می کند .

جان کلام اینکه :

هر انتظاری ، باید احتیاج مطلق برای رسیدن به مطلوب را در پی داشته باشد . تنها راه این انتظار صبر ،

و تنها کمک کننده به این صبر امید است ، که آن هم می باید در معنایش دقت کرد .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 9 مهر1384ساعت 21:26  توسط آرام   |