یا علی مددی !
امشب …شب میلاد اوست !
او که نمی دانم چه بخوانمش …
و چه بدانمش ؟!!
هر چه در وصفش بگویم …شاید جفای به اوست
که می تواند علی را بشناسد؟؟
هر که به او اندیشیده …متحیر است که او اگر خدا نیست ….جدا هم نیست
آری ….علی
هم او که نامش هر بار که تکرار می کنم دلم را به لرزه در می آورد …
هم اوکه اول کسی بود که شناختمش …
و اول دعایی که ترنمش مشام جانم را نوازش داد
کمیل او بود …
کمیل علی …
و من در تحیر کلمات زیبای این مناجات عاشقانه بودم
که جوانه های محبتش را در دل احساس کردم …
اما دل کوچک و کم توان من کجا و محبت او کجا؟؟؟
علی ….علی ….علی !!!
جانم علی !!!
و امشب متحیرم که در شب میلادت ای امام عشقم
باید شادی دلم را آغشته کند
اما پس این غم آشنا چیست ؟؟؟
و این بغض ؟؟ که مجالی برای شکستنش نمی یابم…
هنوز هم غریبی …امام مظلومم !!
امشب هر بار که نامت را زمزمه می کنم
نام فرزند وعده داده شده ات تداعی می شود
و امید آمدن او جان ها را زنده می کند …
اللهم عجل لولیک الفرج
