تبليغاتX
فریاد در سکوت

فریاد در سکوت

الهی !

 

خدایا !

گرفتار آن دردم که تو دوای آنی !

در آرزوی آن سوزم که تو سر انجام آنی !

بنده آن ثنایم که تو سزای آنی !

تو آنی که خود گفتی

و چنان که گفتی آنی

در هجر تو کار بی نظام است مرا

شیرین همه تلخ و پخته همه خامست مرا

در عالم اگر هزار کار است مرا

بی نام تو سر به سر حرامست مرا

                                                                   الهی نامه ...خواجه عبدالله انصاری

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 تیر1384ساعت 20:26  توسط آرام   | 

قفس

من مي شکنم در قفس را
تا با تو پرنده جان بيابم
من مي شکنم بمان کنارم
تا با تو به آسمان بيايم
***
چنديست که مثل يک غريبه
مي آيي و مي کني نگاهم
من مثل توام ولي اسيرم
هرچند که پاک و بي گناهم
***
صد بار دلم گرفته از تو
صد بار که نه هزار ها بار
هر وقت که آمدي تو از دور
گفتم که به تو بگويم اين بار
***
من توي قفس شکسته بالم
تو بين شکوفه ها و گل ها
در فکر توام هميشه هر روز
همزاد غريبه ام ، تو اما ...
***
اين سهم من است ،مي پذيرم
بگذار  برو ، نمان برايم
بگذار برو ، برو که کافيست
يک تکه از آسمان برايم
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 تیر1384ساعت 9:30  توسط آرام   | 

یاد آوری ...14 تیر

۱۴ تیر و چند موضوع

امروز ۱۴ تیر ماهه و چند گروه دارن امروز یادمان برگزار می کنن...

اول ..امروز روز قلم است ...و گروه های مختلف نویسندگان ...شاعران ...و روزنامه نگاران

مراسم هایی می گیرند و باز هم سخنرانی و بزرگداشت چند نفر و تمام .

خوبه که امروز یاد کنم از اهل قلمی که مظلومانه زیست و غریبانه و مظلومانه تر رفت ...

و امروز درست ۴۰ روز از رفتنش می گذرد ...

۴۰ روزه که بعضیا یه نفس راحت می کشن ...چون دیگه نیست تا با شعرهاش دست شونو رو کنه...

و ۴۰ روزه بغض رفتنش هنوز هم راه گلوم رو بسته ...

کی بود؟؟؟

حاج محمد رضا آقاسی

جای شعرهاش بد جوری خالیه ....روحش با مرادش حضرت علی ع محشور باد

و ۱۴ تیر ماه ....۲۴ سالگرد مفقود شدن ۴ دیپلمات ایرانی ...

حاج احمد متوسلیان .سید محسن موسوی .کاظم اخوان .تقی رستگار مقدم

و نمی دونم این ۲۴ سال سکوت نمی خواد تموم بشه؟؟

هنوز هم نفهمیدم چرا نباید از حاج احمد گفت...و چرا نباید بخوایم که مسئولین دنبال سرنوشت

این ۴ نفر باشن ....

اینها قربانی های سکوت بی جای مسئولین ما هستند ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 تیر1384ساعت 12:33  توسط آرام   | 

فاطمه کجاست؟؟

بقیع رفتگان !

او هیچ نشانی  از خاک نداشت تا بتوان او را در خاک جستجو کرد...

باور کنید ...باور کنید !!!

آن شب علی هیچ کجا را به وسعت قلب خویش نیافت تا فاطمه را در آن جای دهد...

فاطمه را در قلب علی جستجو کنید !

اگر آنجا نیست پس چرا وقتی آسمان دل علی ابری می شود ...

و شقشقیه باریدن می گیرد ...

هر قطره اش بوی فاطمه را می دهد؟!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 تیر1384ساعت 9:6  توسط آرام   | 

غم بی کرانه

غمم بی کرانه است مجنونی ام

پر از مثنوی های دلخونی ام

پر از مثنوی های ناخوانده ام

چنان بغض ها در گلو مانده ام

پر از بی قراری و غم می شوم

و پیوسته چون شمع کم می شوم

غمی را که با من چنین کرده است

دل عاشقم دست چین کرده است

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 تیر1384ساعت 21:58  توسط آرام   | 

سکوت را بشکنیم ...

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

هنگامه یاد اوری دفاع بی نظیر فاطمه ی تنهاست از ولی زمانش ...

و ما داعیه داران فاطمی بودن هستیم ....

پس این سکوت بی انتها چیست؟؟

مگر نشنیدیم که روزنامه الایام بحرین گستاخانه به رهبرو نایب ولی زمانمان جسارت کرده است؟؟؟

شیعیان بحرینی زودتر ازما به دفاع برخاسته اند ...

در این موقعیت سکوت یعنی اجازه دادن به گستاخان برای جسارتی دیگر ...

و ما سکوت نمی کنیم ...

یا فاطمه یاریمان کن ...

می خواهیم در عمل فاطمی باشیم ...

+ نوشته شده در  شنبه 11 تیر1384ساعت 18:37  توسط آرام   | 

ای کاش ...

ای کاش یاد می گرفتیم ...وقتی یه نفر صادقانه باهامون برخورد کرد

ما از صداقتش سو استفاده نکنیم ...

ای کاش یاد می گرفتیم اگه کسی بهمون اعتماد کرد ...

کاری نکنیم که پشیمون بشه .

ای کاش می فهمیدیم اونی که صاف و صادق برخورد می کنه

انتظار نداره ما فریبکارانه باهاش برخورد کنیم ...

همیشه می دونستم و می دونم که نمی شه به دیگران ساده اعتماد کرد پس در رابطه ها خیلی مسائل رو در نظر گرفتم ...ولی  با این همه باز هم از خیلی از اعتماد کردن ها پشیمون شدم ....

دیگه انگار نمی شه و نباید با کسی مهربون بود ...

یکی فکر می کنه وظیفه ات رو انجام می دی ...و

یکی هم روی این مهربونی حساب دیگه ای می کنه ...

دیگه انگار نمی شه و نباید راحت از خطاهای دیگران گذشت ...

چون یا فکر می کنن خیلی ساده ای و اصلا متوجه کارشون نشدی

یا انتظار دارن همیشه ببخشی و حق اعتراض هم نداری ...

وقتی اینا رو کنار هم می ذارم تصمیم میگیرم دیگه به کسی اعتماد نکنم ...

اگه اعتماد کردم حداقل مواظب دلم باشم ...که دوستشون نداشته باشم ...

ولی نمی تونم ...

نمی تونم ...مهر هدیه خداست و من نمی تونم از دیگران دریغش کنم

هرچند انگار نباید هیچ وقت انتظار مهر داشته باشم

***فقط سعی می کنم این جمله رو فراموش نکنم :

"" خطاهای دیگران را ببخش ولی فراموش نکن ""

به راحتی می بخشم ...چون نمی خوام فاصله ها توی زندگی هر روز بیشتر بشه

تلخی ها رو می بینم ...ولی نمی خوام سیاه و تلخ حرف بزنم و فکر کنم

می خوام با دونستن همه اینها

...امیدوار باشم ...

 

+ نوشته شده در  جمعه 10 تیر1384ساعت 20:59  توسط آرام   | 

کجا بروم ...؟

كجا بروم...؟

اگر ز خويش براني مرا ، كجا بروم؟

كجا به غربت از آن كوي آشنا بروم؟

رفيق وسوسه ي نفس هرزه گرد نيم

كه بي وجود عزيزت به هر كجا بروم

روا مدار كه با صد گلو فغان ز غمت

چو اشك ديده ز پيش تو بي صدا بروم

كنون كه برگ و نواي بساط عيش تو راست

مخواه غمزده ، بي برگ و نوا بروم

طبيب درد مني اي مسيح عشق كجا

به غير درگه تو پي دوا بروم ؟

*************

اللهم عجل لوليك الفرج

و جعلنا من اعوانه و انصاره

+ نوشته شده در  جمعه 10 تیر1384ساعت 11:32  توسط آرام   | 

دلشدگان

تا دلشده یوسف کنعانی خویشم

سرگشته از این حال پریشانی خویشم

با یاد رخش  تاب و توان از کف ما رفت

افسانه چو مجنون بیابانی خویشم

در خلوت تنهایی ام ای محرم اسرار

دلخسته از این بی سر و سامانی خویشم

باز آ گل نرگس بگشا پرده غیبت

چون منتظر*ه طلعت نورانی خویشم

عمرم به سر آمد و ندیدم رخت ماهت

باز آ که پریشان ز پریشانی خویشم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 تیر1384ساعت 13:26  توسط آرام   | 

فریاد در سکوت

فکر می کنم برای انتخاب این اسم

باید دلیلم را بگم ...

....فریاد در سکوت ....

حرف های زیادی هست که همیشه  نگفتم ...

با اینکه می دونستم در زمان یا مکان خاص باید می گفتم

و حرفهایی هست که فقط مربوط به خودم و دل خسته و سرگشته ی خودمه

که هیچ وقت هم به زبان نیومدن

حالا می خوام اینجا بنویسمشون

اول از همه برای دل خودم که دیگه تحمل و طاقتش تموم شده

و دیگه نمی تونم بار جدیدی بهش اضافه کنم ...

پس می خوام ظاهر ساکتم کنار بره

و دل پر از غوغام حرف بزنه ....

البته اگه بتونه ...

*********************************

در اندرون من خسته دل ندانم کیست

که من خموشم او در فغان و در غوغاست

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 تیر1384ساعت 9:19  توسط آرام   | 

مطالب قدیمی‌تر