گاهی که خیلی سر در گم ایم …و احساس می کنیم راهی جلو پامون نیست …
مسائل پیچیده شده و غیر قابل حل …خیلی کلنجار میریم برای پیدا کردن یه جواب …یه راهنمایی …و دنبال ریشه مشکل می گردیم .
·
موضوع اصلی کتاب* یه یاد آوریه …
و در بین این یاد آوری حرف های جالبی داره .
نوشته های زیر جواب یکی از شخصیت هاست به این سوال که " واقعاً هستی پیچیده اس؟ "
·
هستی لایه لایه است . تو در تو و پر از راز و البته پیچیده .
برای درک آن باید خوب بود .همین .
پاسخ من به این سوال دشوار همینه : خوب
من فکر می کنم هر کس در هر موقعیت می دونه که خوب ترین کاری که می تونه انجام بده چیه
اما مشکل زمانی شروع میشه که انسان نخواد این خوب رو انتخاب کنه .
در چنین صورتی او راه را کمی محو کرده . اگه در موقعیت دوم هم انسان نخواد به خوب تن بده راه محو تر و تاریک تر میشه .
وقتی هزار تا انتخاب بد رو به جای هزار تا انتخاب خوب بر می گزینیم وضع اون قدر آشفته و تاریک میشه که انسان حتی نمی تونه یه قدم هم به جلو برداره .
شبیه قدم زدن در " مه " می مونه که با هر قدم که برداری راه وضوح بیشتری پیدا می کنه .
خوشبختانه هستی اون قدر سخاوت داره که دائم یک فرصت و یک شانس دیگه به شما می ده
تا دوباره از صفر شروع کنید .
اما اگه شما در برابر موقعیتی ، خوب رو انتخاب کنی راه اندکی وضوح پیدا می کنه .
در موقعیت بعدی احتمالا با شرایط پیچیده تری مواجه خواهید شد که باز هم باید انتخاب کنید .
این انتخاب ها مثل دالانی هزار تو همیشه در مقابل شما قرار دارند .
با هر انتخاب سرعت شما بیشتر و بیشتر میشه . هر انتخاب درست شتاب شما را بیشتر می کنه تا اون جا با سرعت نور هم می تونید پیش برید
در مقابل ، هر انتخاب بد از سرعت شما کم می کنه .
اون ها که دائم به انتخاب های بد دست می زنند وضع تاسف باری پیدا می کنند . اون قدر کند می شن تا کاملا متوقف می شن و بعد شروع می کنند به فرو رفتن .
اون قدر فرو می روند تا اینکه به کلی دفن می شن .
برای این آدم ها هم البته فرصت هست اما اون ها مجبورند مدتی رو صرف این کنند تا از اعماق ، خودشون رو به سطح برسونند .
زندگی مواجهه ابدی انسان است با این انتخاب ها .
روی ماه خداوند را ببوس…..» مصطفی مستور *